
چند سال پیش وبلاگی انگلیسی دیدم که آهنگ های مشهوری را که اغلب انگلیسی زبان ها معمولاً اشتباه می شنوند گردآوری کرده بود. ترانه هایی که به خاطر ریتم تند آهنگ یا لهجه خاص خواننده و یا سبک موسیقی تشخیص دادن کلمات در آنها دشوار است. مثلاً چند آهنگ از کارهای جان بُنجوی در این لیست بود که نویسنده اول اشتباهات رایج مردم را آورده بود بعد متن اصلی ترانه را نوشته بود. کار جالبی به نظرم آمد.
شاید به خاطر ریتم و سبک موسیقی، ما کمتر این مشکل را تجربه کرده باشیم. اما اگر دنبال نمونه ای از این دست در زبان فارسی باشیم ترانه "شتربان" با صدای امیر آرام شاید مثال خوبی باشد. دست کم در فضای مجازی جایی ندیدم که متن این ترانه را درست نوشته باشند. در مورد ترانه شتربان مشکل به نظر من از دوجا ناشی می شود. اول اینکه ترانه بر اساس شعری نسبتاً قدیمی ساخته شده و کلمات و عبارات نا مأنوس در آن زياد به کار رفته است. دوم اینکه کیفیت صدای ضبط شده مطلوب نیست.
اما در اینجا اصلاً قصد ندارم در باره اشتباهات شنونده های شتربان صحبت کنم چون با جستجوی سریعی می توانید آن ها را پیدا کنید.
ترانه در تمجید از شکوه و عظمت گذشته و تأسف از افول آن عظمت است. موضوعی که شاید در هر دوره و زمانی در کشور ما مصداق داشته باشد. شاید بسیاری از ما با شنیدن این ترانه به یاد فر و شکوه تمدن ایران باستان بیفتیم که زیر سم اسبان عرب لگدمال شد یا مثل کسانی که برای این آهنگ کلیپ درست کرده اند و در آن از تصاویر حمله به کوی دانشگاه استفاده کرده اند، با شنیدن آهنگ "شتربان" به یاد اوضاع فعلی سیاسی کشور بیفتیم.
با اینکه راز جاودانگی اثر هنری ممتاز فراغت از زمان و مکان است اما انتخاب دقیقی که از ابیات شعر برای این آهنگ صورت گرفته بدون شک در تصور ما از معنای ترانه اثر بسیاری گذاشته است.
واقعیت این است که این ترانه برگرفته از قصیده مسمطی است که بیش از 120 سال پیش میرزا محمد صادق ادیب الممالک فراهانی به مناسبت تولد حضرت محمّد و در نعت پیامبر سروده و به مظفرالدین شاه قاجار تقدیم کرده است. تمدنی که شاعر افسوس از دست رفتنش را می خورد نه شاهنشاهی ایران باستان بلکه امپراطوری یکپارچه اسلامی است که به زعم شاعر با توطئه های روس و انگلیس تکه تکه شد و هر تکه در حال از دست دادن هویت خویش بود. شاعر، پس از مدح پیامبر و لعن دشمنانش ایرانیان را به عنوان گسترانندگان دین اسلام می ستاید و با اندوه از سرزمین هایی یاد میکند که زمانی تحت سیطره مسلمانان بودند . شاعر از وطن فروشانی که افسار به دست ارباب استعمار داده اند و موجب سرافکندگی مسلمین شده اند ابراز انزجار می کند و خواهان بیداری دوباره مسلمین با ید بیضای ظل الله مظفرالدین شاه قاجار است!
استفاده از یک مدیحه در مدح پیغمبر اسلام برای ساختن یک ترانه حماسی با تم ملی گرایانه شاید هنری باشد که فقط نزد ما ایرانیان است و بس. ماییم که بعد از اسلام نام آتشکده هامان را تخت سلیمان و چه و چه گذاشتیم. ماییم که برای توجیه هر چیزی از ناممکن ترین منابع استفاده می کنیم وخلاصه ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم.
متن کامل مسمط ادیب الممالک را در ادامه مطلب بخوانید. این شعر را از "دیوان کامل ادیب الممالک فراهانی" به اهتمام وحید دستگردی انتشارات فروغی چاپ شده در سال 2535 نقل می کنم. رسم الخط شعر را کمی تغییر داده ام و امروزی کرده ام.
البته این را هم بگویم که علی رغم همه این حرف ها من فکر میکنم هنوز هم می شود بدون در نظر گرفتن کل شعر، از ترانه "شتربان" با صدای گرم و گیرای امیر آرام لذت برد...