به نظر من معمولن هر کسی توی زندگیش یک مشکلی داره که بزرگتر از همه است یا در واقع یه جورایی مولد بقیه مشکلاتشه.
من این مشکل اصل کاریه رو چندین وقته تو خودم کشف کردم ولی رفعش . . .
مشکل من اینرسی زیادمه. اینرسی تو خوابیدن و بیدار شدن. یعنی اینکه وقتی بیدارم نمیتونم، نمیخوام یا دوست ندارم بخوابم و برعکس وقتی خوابیدم نمیتونم، نمیخوام یا دوست ندارم بیدار شم. نتیجه یه همچین مشکلیم خوب معلومه، وقتایی که باید بیدار باشم خوابم و بازم برعکس وقتایی که باید بخوابم بیدار. البته خودم به تنهایی با این قضیه مشکلی ندارم که هیچ، خیلی هم دوست دارم. ولی خوب مشکل اینجاست که اغلب کارها رو منم مجبورم مثل بقیه آدما تو اوقات بیداری دیگران انجام بدم که خوب وقتی خوابم نمیشه.
حالا با این اوصاف همه بدبختیها کم بودن، ساعت کاری آزمایشگاه دانشکده هم شده گوز بالا گوز کسی هم نیست به این اساتید گرانقدر بگه بابا آخه 3:45 هم شد سقف کاری واسه آزمایشگاه. اون هایی که علیالطلوع تشریف میارن دانشگاه به هیچ کاری نمیرسن چه برسه به من با این همه اینرسی!
این همه صغری کبری واسه این بود که رسمن با معذرت خواهی از جامعه علمی کشور اعلام کنم که علما دیگه خیلی منتظر نتایج درخشان تحقیقات بنده نباشن، چون بعید میدونم. خلاصه امیدوارم الباقی دانشمندان جهان هم بنده رو به خاطر تنها گذاشتنشون ببخشن (روحیه خودتون رو از دست ندین شما بدون من هم می تونین).
ت ن۱: دیگه بوی گند این بساطی که سر بچه های پلی تکنیک دارن درمیارن واقعن داره همه رو خفه میکنه. به چریک سر بزنید.
ت ن۲: چند دقیقه از وقت گرانقدرتون رو صرف خوندن این نامه بکنید فکر نمی کنم ضرر داشته باشه.