سودان گلن سورمهلی قیز
سودان گلن سورمهلی قیز
ترجمه:
ای دختر سرمه کشیده که از [لب] آب میآيی
ای دختر سرمه کشیده که از [لب] آب میآيی
تفسیر:
ترانهسرا (که در اين نوشتار به تسامح از وی با نام شاعر ياد خواهيم کرد) طرف مقابل خود را به ما میشناساند. دخترک سرمه به چشم کشیدهای که از لب رود، چشمه یا قنات در حال بازگشت به خانه است. سرمه کشیدن دختر نشان از اين دارد که به سن قانونی رسیده و بفهمی نفهمی بدش نمی آید. بستر زمانی داستان ترانه، چنان که بر می آید پيش از اجرای مرحله اول طرح امنیت اجتماعی است. دختر بالطبع نامزد یا همسر قانونی شاعر نیست. چون مردان اين مملکت معمولاً بعد از ازدواج حرفی از زنهايشان نمی زنند و حتی اگر لازم باشد خطابش کنند از اصطلاحات خاصی استفاده میکنند.
چوخ اینجیدیر کوزه سنی
چوخ اینجیدیر کوزه سنی
ترجمه:
کوزه خیلی اذیتت میکند
کوزه خیلی اذیتت میکند
تفسیر:
شاعر بلافاصله سر حرف را باز می کند و با چرب زبانی به وزن زیاد کوزه پر از آب و شکل قناس و بدقلق آن اشاره می کند تا به دخترک بفهماند که از شرایط ناخوشايند او آگاه است و پشت اين ژست فمینیستی چهره واقعی خود را پنهان میکند وسعی می کند خوشقلب و رئوف و بااحساس به نظر بیاید. ترانه در همان ابتدای خود به شکل شگفت انگیزی تابلویی از متدهای مخزنی ایرانی را به تصویر می کشد. شاعر احتمالاً اگر امکان گفتگو با دختر را بيابد با او درباره کمپين يک ميليون امضا صحبت خواهد کرد.
ائله نازایله گلیرسن
آپاریرلار بیزه سنی
آخ* آپاریرلار بیزه سنی
ترجمه:
چنان با ناز میآیی (یعنی با ناز زیاد میآيی)
تو را به خانه ما میبرند
آخ تو را به خانه ما میبرند
تفسیر:
در ادامه تلاشهای خود شاعر با پيروی از يک روال منطقی به تمجید و تعریف از نوع راه رفتن دخترک میپردازد تا برگ برنده خود را رو کرده باشد. در قسمت دوم اين بند اما ناگهان وارد درونيات شاعر میشويم و با آمال او آشنا میگردیم. شاعر در خیالات توهم گونه خود دخترک را پیچیده در رخت عروسی سوار بر چهارپا در میان مشایعت ایل و طایفه در راه خانه خود میبیند و قند وصال در دل آب میکند. لازم به توضیح است که در برخی نسخ «آخ» وجود ندارد اما با توجه به شرايط روحی شاعر در اين لحظات وجود آن را بعید نمیدانیم. به لحاظ تاریخی-سیاسی آشکار است که مملکت در آن زمان از نداشتن يک وزیر کشور باحال رنج میبرده است.
کوزهنی الیننن آلام
قولومو بوینونا سالام
قولومو بوینونا سالام
ترجمه:
کوزه را از دستت بگیرم
دستم را [دور] گردنت بیاندازم
دستم را [دور] گردنت بیاندازم
تفسیر:
شاعر عنان تخیل از دست داده و تصور می کند که به بهانه سنگینی کوزه به سراغ دخترک میرود ودست در گردن او میاندازد. بدیهی است که چنین رویدادی جز در خیال و رویا برای شاعر میسر نبوده است. چرا که دخترک حتماً پدر سبیلکلفت و برادران قلچماقی دارد که به طرفةالعینی دست شاعر را وبال گردن خودش کنند و يادش بدهند به ناموس مردم نگاه ناجور هم نکند. با اين حال شاعر خواسته های درونی خود را با شهامت مطرح می کند.
گلسن سنی اؤزوم آلام
گلسن سنی اؤزوم آلام
ترجمه:
[اگر] بیایی تو را خودم میگیرم
[اگر] بیایی تو را خودم میگیرم
تفسیر:
«گرفتن» در پایان اين بند را بسیاری مفسرین به همان معنا گرفته اند که مثلاً در افواه میگویند "فلانی را سگ همسایه گرفته" و کل بند را گفته اند یعنی "اگر نزدیک بیایی حمله می کنم". اما با توجه به ژانر ترانه و روحیات شاعر، اين تفسیر نمیتواند صحت داشته باشد و «گرفتن» قطعاً در معنای ديگر خود یعنی «ازدواج کردن مرد با زن» به کار رفته است. شاعر پس از لحظاتی خیال و توهم به ناگاه به خود میآید و در جستجوی راه حل منطقی و شرعی برای مشکل خود بر میآید. پارهای دانشمندان معتقدند که شاعر پس از مشاهده اعدامهای دست جمعی اراذل و اوباش حسابی ترسیده و از تصمیمات قبلی خود برگشته است.
به خاطر اطاله کلام از طرح ادامه تحلیل در این مقال خودداری میکنيم و آن را به مجال ديگری موکول مینماييم.