تبليغاتX
!طبقه چهارم



::ساکنین طبقه چهار::

IDN

آیت
صالح
احسان
حامد


::انباری ساختمون::

اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385




::همسایه ها::

چه غلطا!
.:ماهی دور از دریا:.
بابا بهروز عریان
اسپينوزا
عقايد سبز بی‌رنگ
موژان
یه صندلی برای عباس
آخرین یادداشتهای یک چریک تنها
کرم کتاب
کوچه پگاه
یوناس منتظر شماست
وبلاگ شلم شوربا
به امید فرداهای روشن
حال و روزنوشت‌
تقاطع
سرزمین نو
آوای ققنوس
چای ، سیگار ، خبر
خوابها دروغ نمی گویند
ماهی قرمز کوچولو
گوسفند




لینک RSS



طرح: BSurprised
خونه انباری صندوق پست !طبقه چهارم

وبلاگ ساکنین طبقه چهارم تهران...

زاغکی قالب پنیری دید
به دهن برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست بر راهی
که در آن میگذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز

                               محمد صالح علا                                             

 

من گاهی برنامه "دو قدم مانده به صبح"محمد صالح علا رو می‌بينم.هم خود صالح علا آدم بامزه‌ای‌يه، هم تو برنامه گاهی حرفای جالب و جسورانه‌ای زده می‌شه. الان دو سه هفته‌ای يه که توی يکی از اون "مرغزارهای گفتگو" رشید کاکاوند کارشناس ادبی برنامه پا کرده توی کفش ترانه فارسی. جلسه اول، مهمان برنامه خود صالح علا بود که کمتر از خودش گفت و بیشتر در مورد تفاوت شعر با ترانه یا شاعر با ترانه‌سرا حرف زدن که با هنجارگریزی‌های زبانی بامزه صالح علا برنامه خوبی شد. دیشب کاکاوند اکبر آزاد ترانه سرا رو دعوت کرده بود و تعریف از استاد که حافظه جمعی همه ما حاوی ترانه‌های به ياد ماندنی استاده و اين حرف‌ها. بعد قسمت‌هایی از ترانه‌های استاد رو خوند و اینکه چقدر همه ما با اين ترانه‌ها رابطه برقرار کردیم و چقدر خاطره داریم. بعد هم صحبت از چند ترانه سرا شد که تصادفا همه‌شون بيشتر کاراشون بعد از انقلاب در اومده بود و باز تعریف از اینکه چقدر مردم کوچه بازار اين کارها رو از حفظن و با خودشون "مترنم" می‌شن. هی به ترانه‌های خونده شده با دقت گوش می‌دادم ولی نه من، نه اونایی که با هم پای تلویزیون بودیم، خاطره که سهله حتی هیچکدوم از اين ترانه‌ها برامون آشنا هم نبود.  بعد اين وعده رو دادن که بخش‌هایی از اين ترانه‌ها پخش می‌شن و همه قراره خاطراتشون زنده بشه. ما هم گوشامونو صابون زدیم و منتظر شدیم. ولی فقط يه ترانه یه خورده به نظر آشنا اومد. (اونم احتمالا به خاطر شباهت با کارای دیگه). به نظر من اين ترانه‌ها خاطره انگیز و ماندگار هستن ولی فقط برای کارمندای صدا و سیما یا آشناهای اين هنرمندا يا نهایتاً برای کسایی که رادیو پیامشون صبح تا شب روشن بوده. من فکر می‌کنم اینا واسه معرفی کردن ترانه به عنوان یه ژانر، حسن نیت دارن ولی وقتی نمی‌شه درباره موضوعی حرف زد بهتر نیست آدم ساکت باشه تا اين که اون موضوع رو چپه و کج دار و مریز معرفی کنه؟ آخه مگه می‌شه از پدیده‌ای به اسم ترانه فارسی حرف زد وحتی اسمی از مثلاً ایرج جنتی عطایی، اردلان سرافراز، شهیار قنبری، و دیگرون به میون نیاورد؟ بیايید توی کوچه و خیابون، برید توی ماشینای مردم، سرک بکشید توی هارد کامپیوترا ببینید مردم اين ترانه‌های باسمه‌ای و سفارشی خنک رو گوش می‌دن یا چیزای دیگه رو. بين همين ترانه‌های ظاهرالصلاح هم کارای خوب پيدا می‌شه ولی معرفی کردن اونا از رسانه به اصطلاح ملی به عنوان کارای بزرگ و ماندگار مثل اين مي‌مونه که به خاطر روشنايی روز به جای خورشيد از کرمای شب‌تاب تشکر کنيم. حضرات طوری در مورد ترانه فارسی حرف می‌زنن که انگار محدود می‌شه به همين چيزای مجوز گرفته و جز اينا اصلاً چيزی وجود نداره. به قول رفیقمون: جای آن است که خون موج زند در دل دُر/ زين تغابن که خزف می‌شکند بازارش. اگه به من بگن زود چن تا ترانه رو که از حفظی بخون احتمالاً بخونم:

تو چشمتون چه قصه‌هاست/ نگاهتون چه آشناست/ اگه بپرسین از دلم/ می‌گم گرفتار شماست/ نگاهتون پیش منه/ حواستون جای دیگه‌ست/ خیالتون اینجا که نیست/ پیش یه رسوای دیگه‌ست... (اردلان سرافراز)

يا مثلاً: کوچه‌ها باریکن دکونا بسته‌س/خونه‌ها تاریکن طاقا شکسته‌س/از صدا افتاده تار و کمونچه/ مرده می‌برن کوچه به کوچه... (شاملو)

یا مثلاً: وقتی میای صدای پات/ از همه جاده‌ها میاد/ انگار نه از یه شهر دور/ که از همه دنیا میاد... (هدیه)

يا مثلاً: من همون جزیره بودم/ خاکی و صمیمی و گرم/ واسه عشق بازی موجها/ قامتم یه بستر نرم... (امير فرخ تجلی)

يا ده‌ها ترانه ديگه ولی به ندرت بندهایی از ترانه‌هایی يادم بياد که از راديو و تلويزيون پخش شده يا اينجا مجوز انتشار گرفته. شايدم ما يه طوريمون می‌شه و خبر نداريم والله اعلم...

 

 +  آیت :: بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 18:24 ::   ::