تبليغاتX
!طبقه چهارم



::ساکنین طبقه چهار::

IDN

آیت
صالح
احسان
حامد


::انباری ساختمون::

اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385




::همسایه ها::

چه غلطا!
.:ماهی دور از دریا:.
بابا بهروز عریان
اسپينوزا
عقايد سبز بی‌رنگ
موژان
یه صندلی برای عباس
آخرین یادداشتهای یک چریک تنها
کرم کتاب
کوچه پگاه
یوناس منتظر شماست
وبلاگ شلم شوربا
به امید فرداهای روشن
حال و روزنوشت‌
تقاطع
سرزمین نو
آوای ققنوس
چای ، سیگار ، خبر
خوابها دروغ نمی گویند
ماهی قرمز کوچولو
گوسفند




لینک RSS



طرح: BSurprised
خونه انباری صندوق پست !طبقه چهارم

وبلاگ ساکنین طبقه چهارم تهران...

زاغکی قالب پنیری دید
به دهن برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست بر راهی
که در آن میگذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز

 

تصور کن!

 الان جمعه شبه (شب یعنی ساعت ۴-۳) و یکشنبه امتحان داری یه امتحان سخت که نه سر کلاسش بودی، نه درسشو خوندی!

وقتی داری می­خوابی تو تخییلاتت* چی می­گذره؟ دوست داری چه اتفاقی بیافته؟

برای من اتفاق افتاد!

 

تصور کن!

شنبه ظهر صدای زنگ تلفن بیدارم کرد!

مهدی از پشت خط گفت:« آیدین! قرار شده امتحان فردا (میشه همون یکشنبه) صبح بیافته پس فردا (میشه دوشنبه) بعد از ظهر، البته اگه تو (یعنی من) موافقت کنی»

من موافقت کنم؟ خوب معلومه که موافقت می­کنم!

 

تصور کن!

چه حالی میده! نه؟

حالا با خیال راحت می­تونم کلی بخوابم!  کلی اینترنت گردی کنم و حتی چیز بنویسم! تازه یه قرار فیلم دیدنم واسه شب با صالح بذارم! تو وقت­های بیکاری هم خورد خورد درس بخونم! محشره نه؟

 

 

*تخییلات یه چیزیه که نه مغز می­خواد نه فکر!

 

 

 

امروز تولد آقای لینچ بود. قدم نو رسیده مبارک!

 

 

 

 

 +   :: سی ام دی 1385 ساعت 16:41 ::   ::